الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
86
شرح حديث عرض دين حضرت عبد العظيم حسنى (ع) (فارسى)
كلمه اى به عظمت شهادت به رسالت و اقرار به پيامبرى حضرت رسول اكرم صلىالله عليه وآله نمى رسد و همانطور كه در اذان و تشهد بعد از شهادت به توحيد قرار دارد ، در بين امور اعتقادى نيز بعد از توحيد ، مقام دوم را حائز است . از ضمائم ايمان به رسالت ، ايمان به اين است كه آن حضرت ، خاتم النبيين است ؛ يعنى ختم كنندهى پيغمبران كه بعد از او نبى و پيغمبرى نخواهد بود و سرّ اينكه حضرت عبدالعظيم در مقام اعتراف به پيغمبرى آن حضرت تعبير به رسول و فرستاده نموده است كه مفهوم واسطه و سفير بين خالق و خلق را دارد و در مقام اقرار به مقام ختميت ، او را « خاتم النبيين » مى خواند نه « خاتم المرسلين » ، ظاهر اين است كه رسول در معنا و مفهوم اخص از نبى است كه هر رسولى نبى است ؛ اما هر نبىاى رسول نيست . بنابراين براى روشن شدن اينكه عقيده اش اين است كه حضرت رسول صلىالله عليه وآله علاوه بر آنكه خاتم المرسلين است خاتم النبيين نيز مىباشد ، به خاتم النبيين كه هر دو مفهوم از آن درك مىشود تعبير نمود ؛ زيرا ختم نبوت ختم رسالت نيز هست . بديهى است با خاتميت نبوت ، خاتميت شريعت نيز ثابت است ؛ زيرا آمدن شرع جديد توقف بر آمدن سفير و پيغمبر دارد و بدون آن آمدن دين جديد ممكن نيست . اين خاتميت در همهى ابعادش برحسب قرآن مجيد و احاديث مسلّم و قطعى الصدور ثابت است و منكر آن ، منكر ضرورت بين مسلمين است . اين دين همانطور كه براى همهى ازمنه است و